تبليغاتX
CATICEF

فعلا!

دوستهای عزیزم که همیشه به من لطف دارید

من یه مدتی به خاطر اسباب کشی محل شرکت نمی تونم بیام نت. شاید گاهی. امیدوازم زودتر کارم تموم بشه و بیام خدمتتون و اینبار با دستی پرتر


 

نوشته شده توسط مهشید در شنبه 14 مهر1386 ساعت 10:43 موضوع | لینک ثابت


جشن عاطفه های آدمهای بی عاطفه!

 

 

 

     از آفرینش من نسلها گذشته. اجداد من روزهای تلخ و شیرین بسیاری در زندگی خود دیده اند. از جفای روزگار نامراد نالیده اند و از عزیزی در نزد بعضی مردمان بر خود بالیده اند. در خشکسالی جان به در برده اند و در وفور نعمت شکر گفته اند. سالهاست که من زاییده شده ام. از مادری زجر کشیده تر از خودم.

من یک موجود کوچک خدا هستم. از این زمین خاکی، چیز زیادی نمی خواهم. شبها در بستری به اندازه یک جعبه کفش شکر خدای سبحان می گویم تا خوابم ببرد. غذای من اگر چیزی پیدا کنم به اندازه کف دست بچه نوزاد شماست. با آب گوارای سیاه از دود و آسفالت کف پیاده رو سیراب می شوم و در سایه یک درخت تنها بهترین لذت دنیا را از یک مکان دنج و راحت می برم. نه نیاز به آپارتمانهای بزرگ با استخر و سونا و لوسترهای درخشان دارم و نه ناهار و شامم را هر روز در سر سفره ای رنگین و گرم می خورم. مسافتهای طولانی را با پاهای کوچکم طی می کنم و خود را محتاج ماشینهای لوکس و آنچنانی شماها نمی کنم. چون مثل شما آدمها، حرص جا و غذا ندارم.  

 اما ،

اینجا کشور مسلمانان است. پیامبری زمانی بر این دنیا گذشته و برای مهربانی به من و سایر حیوانات، احادیثی گفته. احادیث بر بال باد به همه جای دنیا سفر کرده تا به اینجا رسیده. اینجا یعنی ایران.

می دانم که پیامبری که اکنون رفتار و کردارش در این سرزمین شعار همه مردمان شده اکنون زنده نیست. می دانم که حرفهایش هم در دل این آدمها زنده نیست. فقط نوشته ایست بر در و دیوار شهرها. برای پرکردن وقت برنامه های رسانه ها. برای قشنگتر شدن آغاز و پایان نطق مجریها. تصاویر این بزرگمرد، کتاب درس بچه مدرسه ایها را رنگین کرده. همان کتابهایی که آخر سال تحصیلی سوار بر رود کوچک جویهای کثیف خیابان می شوند و مطالبشان با همه احترام و بزرگیشان در فاضلاب این شهر بزرگ مدفون می شود.

به یاد ندارم حیوانی جز محبت از شما آدمها چیز دیگری خواسته باشد. هنوز گاوی را ندیده ام که به ازای شیر و گوشتی که به شما میدهد چیزی جز کمی غذا و آب بخواهد. سگی را هنوز ندیده ام که به پاس پاسداری از جان و مال شما جز نوازش دستی از شما طلب کرده باشد. مرغی را ندیده ام که تخمی بگذارد و پولی بخواهد یا بلبلی که بابت صدایش بلیط بگیرد.

اما،

تو خودخواهی. همه چیز در اختیار و خدمت توست و تو همه چیز را مال خود می دانی. جان و مال همه حیوانات و حتی زمین مال توست. هر جا را دوست داشته باشی می شکافی و هر درختی را که دوست داشتی از ریشه میکنی. می دانی که در آن درخت بی ارزش از نگاه تو، ۱۱۲ چکاوک لانه ساخته بودند که این ۱۱۲ چکاوک ۶۰ جوجه داشتند و این ۶۰ جوجه با آن ۱۱۲ چکاوک می شوند ۱۷۲ موجود زنده بی خانمان؟ برای امام حسین و ۷۲ تن از یارانش هزاران سال است عذاداری می کنی به تظاهر ولی برای آن ۱۷۲ قلب تپنده زنده حتی سری از تاسف تکان ندادی. من کرمها و پروانه ها و شته های درختی و سنجابها را نشمردم. چون مثل شما آدمها کار با ماشین حساب و اعداد و ارقام نجومی را بلد نیستم. من فقط میتوانم تا سر کوچه بشمارم چند تا گربه را ماشین زیر گرفته. یا مثلا در فلان محله چند سوپور مهربان تاحالا از کنارم گذشته بدون ضربه جارو. یا چند روز از مرگ آن پیرمرد مهربانی گذشته که به ما روزی یکبار غذا میداد.

پیامبر تو ، که اینچنین تظاهر به ادامه راهش می کنی به تو همینها را یاد داده؟ که من و امثال من نجسیم. که باید از بین برویم. که باید به جرم زنده بودن از گرسنگی بمیریم و تو در سال فقط در استان تهران ۳۸۰ فست فود اضافه کنی؟ یعنی روزی یک غذاخوری هم بیشتر. یعنی اگر در شهر حتی ۱۰۰۰ مغازه باشد و برای هر مغازه روزی ۱۰۰ مرغ و ۲۰ گاو کشته شود، بشمار روزی از چند حیوان حق حیات را می گیری برای شکم خودت. یعنی ازهمه اینها یک تکه استخوان خشک شده سهم من نیست؟ نه! سهم من از حیات در میان شما فقط سم و کتک و شکنجه هست. سهم من را بچه های شما با آتش زدنمان به ما میدهند وقتی شما به آنها نجس بودن مارا یادآوری می کنید. سهم من را ماشینهای شما با له کردن توله های نوزادمان و مادرهای باردار به ما می دهند. با سطلهای سیاه و بلند و زشت. همه زباله هایتان را در کوچه وخیابان رها می کنید. شیشه های بی مصرف و کاغذهای باطله. آشغال سبزی و هزار کثافت دیگر. اینها شهر را کثیف نمی کند؟ اما ته مانده ای از استخوان نیم خورده شما که می تواند غذای گربه یا سگی گرسنه باشد چهره شهرتان را کثیف می کند؟ شهری که روزی من هم سهمی از آن داشته ام.

به این امید نشسته ام که خداوند عادل است. چون من کتاب و احادیث نمی خوانم. چون من خدا را می بینم. وقتی دری از روی مهربانی باز می شود و دستی آشنا تکه کوچکی از غذایش را با من تقسیم می کند، من آن صدای در را حفظ می شوم. من با نگاه کودکی که از نگاه والدینش مهربانی به همه موجودات را آموخته، پیوند می خورم تا در ته چشمان زلالش خدا را بهتر ببینم. همان خدایی که همه ما را بهتر از خود ما می بیند. . .

من یک موجود زنده هستم. خداوند حق حیات را به من عطا نموده و به وسیله پیامبرانش محبت و مهرورزی به من را به انسانها یاد داده. درست است که در این شهر بزرگ ، زیر این همه برج و دود شاید همه چیز کمرنگ شود ولی عدالت خدا هرگز کمرنگ نمی شود. او دستان بخشنده را از دستان نامهربان تشخیص می دهد. حتی برای فرق نگاهها هم ارزش قائل است. پس اگر فردا صبح ، وقتی با لباسهای تمیز و شکم سیر از سرپناه گرم و امنت بیرون آمدی تا پی مال اندوزی راهی محل کارت شوی، در طول این مسیر چنانچه سرعت ماشین یا تماسهای گاه و بیگاه تلفن همراه به تو این اجازه را داد که گوشه و کنار این شهر را خوب ببینی، من را می توانی ببینی. گرسنه و کثیف و کتک خورده ولی نه نجس. منتظر نشسته ام در پناه کوچه. تا شاید کسی مرا از روی لطف و عطوفت ببیند و غذایش را با من تقسیم کند. خدا را می بینم که از بالای برجها سرک می کشد تا ببیند آن پیامبر جدید کیست . . .

 

 

از امیرالمومنین نقل شده است که:

روزی پیامبر اکرم (ص) مشغول وضو بودند. در این اثنا گربه ای خانگی به آن حضرت پناه آوردند. آن حضرت پی بردند که این گربه تشنه است. پس ایشان ظرف آبی را که با آن وضو می ساختند به طرف گربه نزدیک برده تا آب بنوشد. سپس آن گربه از آب درون ظرف نوشید و پیامبر با باقیمانده آب  وضو ساختند.

<< النوادر للسید فضل اله الراوندی - ص ۳۹ >>

 


 

نوشته شده توسط مهشید در شنبه 7 مهر1386 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت


شکارچی کروکدیل

 

امروز یه پست متفاوت دارم.

تاحالا اسم steve irwin به گوشتون خورده؟ این آقا یه عاشق حیوانات و حیات وحش و یه انسان نترس و جسور بود. هرکجایی که بگین پا گذاشته و لونه ای نبوده که سرنزده باشه. حالا این لونه میتونه لونه یه پیتون ۵ متری باشه یا یه پرنده نادر استوایی بالای یه درخت ۲۰۰ متری!!! شهرتش در شکار کروکودیلهاست. البته نه شکار به معنای کشتن حیوون بلکه به معنای گرفتن این حیوون بدون اسلحه و بدون اینکه آسیبی به حیوون یا خودش وارد بشه. 

این مرد استرالیای در ۴۴ سالگی وقتی در آب شیرجه زد، توسط ضربه یه ماهی برق دار از دنیا رفت. می تونید اینجا عکسهایی از جسارتهای این مرد رو ببینین.

 

بازی بامارهای سمی!

 

 

یه عاشق حیوانات!

 

 

در کنار کروکدیلهای خطرناک!

 

 

و توله ببرهای نازنازی!

 

 

اینم عکس خانوادگیش.

 

 

 


 

نوشته شده توسط مهشید در سه شنبه 27 شهریور1386 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت


روابط دوجانبه حیوانات!

 

هیچ فکر بدی نکنید لطفا!

این میمون مامور امداد اورژانس هست و مشغول دادن تنفس مصنوعی به این گربه بیچاره هستش

 

بیا برادر! تو هم مثل من دربدری زیاد کشیدی!

 

بچه بیا پایین برو با همقد و هم جنس خودت بازی کن!

 

یه بوس بده عمو!

 

این ضرب المثل رو که می گن مثل سگ و گربه به هم می پرن، تا چه حد قبول دارید؟!

 

این یکی آخر احساس و معرفته! عمرا آدما بتونن با دشمنشون این رفتارو بکنن.

 

 


 

نوشته شده توسط مهشید در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت


گربه من چقدر عمر می کنه؟!

 

                                           

برات جالب نیست بدونی حیوون خونگیت چقدر عمر می کنه؟ فرقی نداره چه حیوونی باشه. این سایت بهت کمک می کنه تا طول عمر حیوانات رو محاسبه کنید.

محاسبه طول عمر حیوانات 


 

نوشته شده توسط مهشید در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت


ما حیوونا!!! شما آدما!!!

 

کدوممون آدمیم؟!!! کدوممون حیوون؟!!!

راستی فرقی هم می کنه؟!

 


 

نوشته شده توسط مهشید در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت


تبریک روز پزشک

 

روز پزشک بر همه مهربانان سفیدپوش تبریک و تهنیت باد.

....................

وقتی منو پیش تو آوردن امیدی به بودنم نبود. روحهای طلایی اجدادم منو صدا می زدن و من درورای درخشش چشمهای براق از اشک صاحب مهربانم جز ناامیدی و یاس چیزی نمی دیدم. می دانستم که به یاد روزها و شبهای درازی که باهم بودیم و مونس همدیگر شده بودیم اشک می ریزد و از دست دادن من شکستی بود در قلب مهربانش. امید به بودن نبود ولی ناگهان از میان مه ارواح طلایی، روشنی امیدی به رنگ سپید در چشمان من درخشید. دستان گرم و انرژی بخش بشری مهربان نبض کندمرا گرفت و با صدای آرام بخش خود همزمان با انتقال انرژی وجودش در رگهای من که مرا به خواب شیرینی فرو برد، هنوز می شنیدم که نجوای دلگرم کننده اش، چشمان صاحب مهربان مرا از اشک خالی کرد و لبخند بر لبانش نشاند.

سالها از آن روز سپید می گذرد و من گربه ای چابک و سرزنده هستم. زبان تشکر از تو انسان مهربان دوپا را ندارم و تنها می توانم در چشمهای زلالت نگاه کنم تا بلکه قطره ای از دریای محبتم را نسبت به خودت از چشمان من بخوانی. اطمینان دارم که تو استاد این کاری . . .

 


 

نوشته شده توسط مهشید در پنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت


هنوز گوشی برای شنیدن و یا قلبی برای تپیدن هست؟

 

 

وقتی برای دست یافتن به آب و غذا، کوچ دسته جمعی خود را به سمت ایران آغاز کردیم، نمی دانستیم در کشور مهد تمدن، در کشور مسلمان نشین و خداپرست ایران چه سرانجام شومی در انتظار ما و خانواده بی گناهمان است. ما فلامینگوهایی بودیم که به جرم بیگناهی زیر بار تیشه سیاست در قبرستان بختگان، به بخت نفرین شده خود لعنت فرستادیم. اینک خدای بزرگوار، خدای شاهد ، از تو می خواهم که به من جواب دهی؟ به کدامین گناه سرنوشت من و هزاران هزار همنوع من شوره زدن در شوره زار بختگان است؟ آیا هنوز بر سر حق و عدالت نشسته ای؟ ما هنوز با آخرین نفسها از ریه های مالامال از نمک و درد به نظاره نشسته ایم تا عدل تورا ببینیم . . .

 

اطلاعات جامع تر در وبلاگ خانم جمشیدی


 

نوشته شده توسط مهشید در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت


گربه سانان (3)

 

گونه مهم جنس Acinonyx

یوزپلنگ

 

یوزپلنگ با نام علمی Acinonyx Jubatus زیاد به پلنگ شباهت دارد ولی بدن آن از پلنگ ظریف تر و سر کوچکتر، دستها و پاها بلندتر و بزرگتر و گوشها کوچکتر و گردتر هستند. در بچه های یوزپلنگ در بالای سر و گردن و امتداد تیره پشت تا نزدیک دم، موها بلند تر شده و تا حدودی به صورت یال در می آیند. در بالغها طول بدن در حدود 130 سانتیمتر و دم در حدود 75 سانتی متر و موهای بدن کوتاه است. رنگ زمینه بدن در قسمت بالایی بدن از گندمگون تا زرد کمرنگ با خاکستری سفید تغییر می کند ولی قسمت انتهایی دم در بالا کاملا سفید است.

 

 

توصیف یوزپلنگ آسیایی

 

دست و پاهای بلند، بدنی باریک و کشیده، سینه فراخ و شکم بالای او شبیه تازی است ولی برخلاف سگ سانان سر کوچک و گرد، پوزه ای کوتاه و گوش هایی کوچک و گرد دارد. به طورکلی می توان آ« رابه سگی با کله گربه تشبیه کرد! رنگ پشت زرد کمرنگ تا زرد مایل به قرمز و زیر بدن سفید است.

خط سیاه زیبایی معروف به خط اشکلی از گوشه چشمان جانور تا اطراف بینی و دهانش امتداد دارد که احتمالا جشمان او را از آفتاب مصون می دارد و در شکار به او کمک می کند. ناخن در جانور بالغ کند و نیمه تو رفته است که بر خلاف سایر گربه سانان، جمع نمی شوند.

خصوصیات: برخورداری از ستون فقرات انعطاف پذیر، کبد و قلب بزرگ، سوراخ بینی گشاد، ظرفیت بالای ریه، بدن عضلانی و باریک، یوزپلنگ را تیزروترین شکارچی جهان ساخته است. آنها قادرند با سرعتی معادل 110 کیلومتر در ساعت بدوند.

زیستگاه: یوزپلنگ در دشت های باز و تپه ماهورهای واقع در مناطق استپی و بیابانی نیمه کویری و زیستگاههای باز دیگری که طعمه در آن وجود داشته باشد دیده می شود. در ایران تعداد معدود یوزپلنگ آسیایی بافیمانده در مناطق حاشیه ای کویر مرکزی یافت می شوند.

عادت و رفتار: یوزپلنگ از نظم اجتماعی منحصر به فردی برخوردار است. در ایران مطالعاتی درباره یوزپلنگ صورت نگرفته است. اما مطالعات انجام شده در آفریقا نشان می دهد که یوزپلنگ ماده به استثنای زمان مراقبت از توله ها، به تنهایی زندگی می کند و یوزپلنگ نر در مراقبت از بچه ها نقشی برعهده ندارد. توله ها به مدت هجده ماه در کنار مادرشان می مانند و طی این دوره گه از اهمیتی بالا در زندگی توله ها برخوردار است چگونگی شکار و گریز از گزند شکارچیان دیگر مانند پلنگ، کفتار و گرگ را می آموزند. نرها با برادران خونی خود زندگی می کنند ولی ماده ها تنها زندگی می کنند. بوزپلنگها معمولا صبح زود یا غروب برای شکار می روند. یوزپلنگ بیش از 500 متر شکارش را دنبال نمی کند و تعقیب طعمه معمولا 20 ثانیه و به ندرت بیش از یک دقیقه است. یوزپلنگ مانند سایر گوشتخواران قادر به پنهان کردن طعمه اش نیست و معمولا پس از خوردن یک وعده غذا، باقیمانده را از دست می دهد. یوزپلنگ در ایران عمدتا از جبیر، آهو، قوچ و میش، کل و بز و خرگوش وحشی تغذیه می کند.

 

 


 

نوشته شده توسط مهشید در پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت


گربه سانان (2)

 

گونه های مهم جنس Panthera

 

پلنگ

 

پلنگ با نام علمی Panthera Pardus گوشتخوارانی هستند بزرگ که طول بدن آنها تا 160 سانتیمتر و طول دم آنها تا 110 سانتیمتر می رسد. بدن دراز و باریک و دستها و پاها قوی و با اندازه متوسط و پنجه ها ناخن بزرگ که به طور واضح از دو طرف فشرده شده است. گوشها کوتاه و مدور و بدون موهای بلند انتهایی است. دم دراز و طول آن معمولا از نصف طول بدن بیشتر و باریک است. رنگ بدن خال دار و در رنگ سفید آثاری از زردی یا زرد قرمز یا زرد خاکستری وجود دارد.

 

ببر

 

ببر با نام علمی  Panthera Tigris گوشتخوارانی هستند با اندازه بزرگ و طول بدن تا 290 سانتیمتر و دم تا 110 سانتیمتر. بدن کشیده و قوی و دستها و پاها با اندازه متوسط با پنجه های پهن و ناخنهای خیلی بزرگ است. گوش کوتاه و مدور و بدون موهای انتهایی است. موهای روی گونه ها کاملا بلند و موهای بدن انبوه است. رنگ زمینه بدن زرد اخرائی یا متمایل به نارنجی و با نوارهای عرضی تیره متمایل به سیاه است.

 

 شیر

 

شیر با نام علمی Panthera Leo از لحاظ اندازه بدن و دم تقریبا مانند ببر است ولی از لحاظ داشتن رنگ یکنواخت گندمگون که بدون نوارهای تیره عرضی است با آن متفاوت است. در شیر در انتهای دم یک دسته موی سیاه و در عقب گوش یک لکه سیاه وجود دارد و بین پهلوهای بدن با ناحیه شکم وسطح خارجی با سطح داخلی دستها و پاها اختلاف زیادی دیده نمی شود. در شیر در پهلوها و بالای گردن موهای بلند به صورت یال وجود دارد. نرها از ماده ها بزرگتر هستند. در شیر ایرانی یال کوتاه است.

 

پلنگ برفی

 

پلنگ برفی با نام علمی Panthera Unica کوچکتر از پلنگ معمولی بوده ولی دم آن کلفت تر و بلندتر است و طول دم بیشتر از سه چهارم طول بدن می باشد. دستها و پاها با اندازه متوسط و گوشها کوچک و گرد و بدون موهای انتهایی است. در گردن موهای یال مانند کم رشد و در روی گونه ها ریشها کوتاه دیده می شود. پنجه ها خیلی قوی هستند و از دو طرف فشرده و قابل جمع شدن هستند. در روی بدن خالها به صورت لکه های بزرگ نامرتب با وسط خاکستری تیره هستند.

................................................................

پست بعدی در رابطه با گونه مهم جنس Acicnonyx یعنی یوزپلنگ هستش. منتظر باشید

 

 


 

نوشته شده توسط مهشید در دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت


گربه سانان

 

گربه سانان ( Felidae) گوشتخوارانی هستند که برای شکار استعداد و مهارتهای زیادی پیدا کرده اند. معمولا در شکار از روش پنهان شدن استفاده می کنند و گاهی روشهای کمین کردن و دنبال کردن شکار را به کار می برند. بدن آنها باریک و تا حدی دراز و سرگرد و پوزه کوتاه دارند. دستها و پاها در اکثر گونه ها زیاد بلند نیست ولی قوی و به یک اندازه هستند. در دست 5 انگشت و در پا 4 انگشت وجود دارد. چنگالها در همه گونه ها به استثنای یوزپلنگ قابل جمع شدن است و حیوان پنجه رو می باشد. رنگ آنها متفاوت است ولی طرحهای خال دار یا راه راه بیشتر دیده می شود.

 

- جنسهای تیره گربه سانان

الف) جنس Acinonyx

پاها بلند و باریک و پنجه ها فقط کمی قابلیت جمع شدن را داشته و بدون غلاف پوستی هستند. تمام بدن از لکه ها یا خالهای تیره پوشیده شده است. موهای پشت گردن بلند شده و قسمت یال مانند کوتاهی را تشکیل می دهد.

ب) جنس Felis

اندازه بدن و دم روی هم رفته از 175 سانتی متر کمتر است. دم نسبتا کوتاه و معمولا کوتاهتر از نصف طول بدن است.

 

 گونه های مهم جنس Felis

 

- گربه وحشی اروپایی

این گربه وحشی با نام علمی Felis Silvestris به اندازه گربه وحشی یا کمی بزرگتر از آن است. بدن آن کمی دراز و دم پرمو و نسبتا بلند و طول آن از نصف طول بدن و سر بیشتر است. در صورت، پوزه کوتاه و سبیلهای بلند و سفید رنگ زبری دارد. چشمها درشت هستند. دستها و پاها نسبتا بلند و باریک با پنجه های گرد و چنگالهای قوی و تیز و خمیده می باشد. موهای بدن نرم و انبوه و موهای زیرین کرکی و فراوان است. 

 

- گربه جنگلی

گربه جنگلی با نام علمی Felis Chaus از سایر گربه های وحشی بزرگتر است و طول بدن آن تا 75 سانتی متر و دم آن تا 29 سانتیمتر می رسد. ماده ها بطور واضح از نرها کوچکتر هستند. بدن آنها تا حدی کوتاه و گوش نسبتا بزرگ با موهای بلند انتهایی است. دم کوتاه و طول آن در حدود یک سوم بدن است. رنگ بدن بطور کلی قهوه ای و با ته مایه کمی از رنگ قرمز است. 

 

- سیاه گوش

سیاه گوش با نام علمی Felis Lynx گوشتخوارانی با اندازه متوسط هستند. طول بدن آنها 82 تا 105 سانتیمتر و دم 20 تا 31 سانتیمتر است. بدن کوتاه و حجیم و ساقها بلند و قوی با پنجه های خیلی پهن و انگشتان به وسیله پرده بهم وصل شده اند. گوشها بزرگ و پهن و یا یک دسته موی بلند انتهایی است. رنگ موها از زرد خاکستری تا زرد متمایل به قرمز تغییر می کند.  

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

برای پست بعدی گونه های مهم جنس Panthera که شامل پلنگ، ببر، یوزپلنگ، پلنگ برفی و شیر هستش رو به شما معرفی می کنم.


 

نوشته شده توسط مهشید در چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


نژادهای گربه (5)

 

سلام به همه دوستان خوبم. بابت چند روز تاخیر منو ببخشید. برنامه پیش بینی نشده ای پیش اومد که مجبور شدم یه هفته ای برم تهران. اگه باز خدای ناکرده مشکلی پیش نیومد تا شهریور ماه در خدمتم.
و اما از هر چه بگذریم صحبت گربه ها خوشتر است!!! اینم ادامه نژادها تا ببینیم بعدش خدا چی می خواد!

41- Bengal

گربه بنگال ( هندی)

California Spangled Cat - 42

گربه درخشان کالیفرنیا!

Chantilly/Tiffany - 43

ترکیب دو نژاد چنتیلی - تیفانی

Cymric - 44

Himalayan - 45

گربه هیمالیا

Nebelung - 46

این خشگلا منتظرن ببینن نظر شما در موردشون چیه

 


 

نوشته شده توسط مهشید در سه شنبه 16 مرداد1386 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت


نژادهای گربه (4)

 

نژادهای گربه برای من واقعا جالب بود. چون ازشون واقعا اطلاع نداشتم. ( با اینهمه ادعای گربه دوستی ) امیدوارم بقیه هم مثل من لذت ببرن و حوصلشون سر نرفته باشه.

دوست خوبم lone wolf پیشنهاد داده بودن در مورد هرکدوم چند سطر مطلب بنویسم فکر کنم چون طولانی می شه حوصله مخاطب سربره. اینه که تصمیم گرفتم برای اینکه نظر شما رو هم محترم شمرده باشم تو پستهای بعدی در مورد هرکدوم یه اطلاعی بنویسم و دیگه عکسشون رو نذارم. فقط هر دفعه چندتاشون رو معرفی می کنم و در مورد محل زندگی و خصوصیاتشون مطلب می نویسم. البته یه کمی فرصت می خوام چون تاحالا فقط تونستم 14 تاشونو ترجمه کنم!!!

دانشجوی دامپزشکی عزیز هم پیشنهاد داده بودن که پستهای نژادها رو تبدیل به e-book بکنم که ازشون خواستم در این باره راهنماییم کنن که امیدوارم این کار هم عملی بشه.

از همه شما که صبر و حوصله به خرج می دین و به این وبلاگ سر می زنین و نظر می دین بازهم سپاسگذارم.

بچه های پرشین بلاگ هم بیکار نشینین چون اینجور که معلومه درست کردن پرشین بلاگ هم رفت بغل دست اعلام قیمت بنزین آزاد!!! زودتر از یه بلاگ دیگه وبلاگهاتون رو فعال کنید که دلمون لک زده واسه خوندن مطالبتون. مخصوصا ژاله عزیز که نمی تونم براش تو وبلاگش نظر بدم و خیلی کلافه هستم

 

31. Singapura

گربه سنگاپوری


32. Javanese

گربه جاوه ای

 

33. Turkish Van

اولین نژاد گربه ترک


34. Korat


35. Balinese


36. Havana Brown

گربه قهوه ای هاوانایی


37. Ragamuffin

گربه ژولیده! به خاطر موهای بلندش این اسم رو بهش دادن.
 ( فکر کنم از نژاد پرشین باشه)

38. Bombay

گربه بمبئی


39. American Wirehair

گربه آمریکایی پشم وزوزی!


40. LaPerm

 

 


 

نوشته شده توسط مهشید در دوشنبه 8 مرداد1386 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت


نژادهای گربه (3)

 

خداییش شماها می دونستین اینقدر نژاد مختلف گربه تو دنیا هست؟!!! من یکی که نمی دونستم.

 

21. Somali

گربه سومالی


22. Manx

گربه دم کوتاه


23. Colorpoint shorthair


24. Selkirk Rex

گربه نژاد رکس اسکاتلندی


25. Chartreux

26. American Curl

فرفری آمریکایی


27. Japanese Bobtail

گربه ژاپونی دم کوتاه


28. Turkish Angora

گربه براق ترک


29. European Burmese

گربه نژاد برمه ای اروپایی


30. Siberian

گربه سیبریایی


 


 

نوشته شده توسط مهشید در یکشنبه 7 مرداد1386 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت


چقدر دیر دیر روز پدر میشه!

..................................................

 

روز مرد بر همه مردان واقعی مبارک!

 

و همینطور البته بر همه پدران واقعی.

توی این وبلاگ شاید جای خوبی نباشه برای اینکه من بخوام روز پدر رو به پدر خودم تبریک بگم ولی اینو می گم تا شما بدونید:

اگر نفس می کشم برای پدرمه.

اگر اندیشه خوبی در سر دارم به خاطر اندیشه پدرمه.

اگر هنوز مهربانی در قلبم هست به خاطر عشقیه که پدرم در وجودم کاشته.

و اگر هستم بخاطر وجود پدریه که تمام وجودش رو بی هیچ چشمداشتی صرف من، برادرام و دانشجوهای این کشور کرد تا به ثمر بشینیم و تنها چیزی که از ما خواست موفقیت بود و دیگر هیچ.

کاش فرصتهایی رو که از دست دادم برای بودن باهاش الان بتونم در کنارش حداقل برای چند سال جبران کنم. . .


 

نوشته شده توسط مهشید در شنبه 6 مرداد1386 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت


نژادهای گربه (2)

 

ده تا دیگه از نژادها رو امروز براتون اینجا معرفی می کنم.

11. Norwegian Forest Cat

گربه جنگلی نروژی ( البته خونگی هستش اسمش جنگلیه!)


12. Burmese

گربه برمه ای


13. Cornish Rex

گربه پادشاه کرنیش


14. Devon Rex

گربه پادشاه دوون


15.Tonkinese

گربه نژاد تونکینس


16. British Shorthair

گربه انگلیسی موکوتاه


17. Scottish Fold

گربه اسکاتلندی


18. Ocicat

گربه پلنگ


19. Russian Blue

گربه روسی

( کلمه آبی به خاطر ته رنگ خاکستری مایل به آبی این گربه هستش)

20. Egyptian Mau

گربه مصری


 


 

نوشته شده توسط مهشید در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت


نژادهای گربه(1)

بیش از ۴۰ نوع نژاد گربه تا حالا در دنیا شناسایی شده!!! اینجا من تعدادیشونو به شما معرفی می کنم.

1. persian
پرشین کت یا گربه ایرانی. زیباترین گربه دنیا  

 

2. Main coon
گربه راکون

 

3. Exotic

گربه شبیه به نژاد پرشین ولی با موهای کوتاه


4. Siamese

گربه سیامی ( تایلندی)


5. Abyssinian

گربه حبشه ای


6. Ragdoll

گربه عروسک پارچه ای!!!


7. Birman

گربه بیرمان


8. American Shorthair

گربه موکوتاه نژاد آمریکایی


9. Oriental

گربه مشرقی


10. Sphynx

گربه چروک!

چون تعدادشون خیلی زیاده هردفعه ده تاشون رو اینجا معرفی می کنم که پستها طولانی نشه


 

نوشته شده توسط مهشید در سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت


قبله گربه های عالم!

 
سایتی که مطلب زیر رو ازش گرفتم، چند مدت پیش یکی از دوستان به من معرفی کرد. برای من خیلی جالب بود. این متن از نوشته آقای ناصر خالديان از سایت نقطه ته خط عینا کپی شده.
..............................................................................................................................
 
از دفتر خاطرات يوميه‌ي ببري خان

■ شنبه اول ايلول
السلطان بن سلطان بن سلطان و الپلنگ بن پلنگ بن پلنگ، اعليحضرت هماميوني  ببري خان، قبله‌ي گربه‌هاي عالمو ما كه ببري خان، عزيزكرده‌ي سلطان صاحبقران و خود سلطان و خاقان گربه‌هاي ممالك محروسه و قبله‌ي عالم گربه‌سانان باشيم، اراده فرموديم خاطرات يوميه‌ي خود را مثال شاه عظيم‌الشأن‌مان به مصداق «كلام الملوك، ملوك الكلام» به رشته‌ي تحرير درآوريم. باشد كه عبرتي براي گربه‌سانان آتيه بوده و اين دستخط هماميوني در مصحف ايام يادگار بماند.

■ يكشنبه دويم ايلول
«پنجول‌السلطنه» وزير جنگ آمده راپرت مي‌دهد: يك عده از گربه‌هاي قشون انگليس از مطبخ اردو به اندروني تجاوز كرده و اسباب صدمه و زحمت شده‌‌اند. فوج گربه‌هاي اندروني هم غيرتي شده، آرايش جنگي به خود گرفته، دم بالا گرفته، مو سيخ كرده، به آنها حمله‌ور شده و اجمعين را دستگير كرده به محبس برده‌اند. آنها نيز تضرع نموده كه ما زياده تجاوز ننموده و كم نموده‌ايم.
«پشمك الممالك» صدراعظم ما مي‌گويد: رهايشان كنيد اين گربه‌هاي نازنين را، قدم‌شان روي چشم. علي‌اي‌حال شايد به قصد ضيافت آمده‌اند، ميزبان چرا بي‌مهري كند؟
لهذا ما نيز مهرورزانه فرموديم آنها را خلعت داده، آزاد كرده و با اكرام تمام با دهل و سرنا راهي نمايند كه در فرنگستان نگويند گربه‌هاي ايراني بي چشم و رو هستند.
البته به نظرمان اين پشمك‌الممالك با گربه فراماسون‌هاي حوالي لندن سر و سري دارد. خفيه‌نويسان راپرت داده‌اند ملكه گربه‌هاي انگليس به او لقب Sir Cat Pashmak داده‌ و با مشاراليه مصاحفه و معانقه دارد. خوب مي‌دانيم اين پشمك‌الممالك، گربه‌ي دنبه ديده‌اي است و پدرگربه‌سوخته از ما مخفي مي‌كند. 

■ دوشنبه سيم ايلول
«ملوس‌السلطان» وليعهدمان آمده با يك فقره عكس مضحك قلمي از يك گربه و موش كه در فتوگراف‌خانه فرنگي‌ها انداخته‌اند، مي‌گويد: اعليحضرتا، اين فرنگي‌ها به ما اهانت نموده، يك فقره سينماتوگراف وهن‌آميز ساخته مسما به «تام و جري» و در آن هر چه نسبت دست و پا چلفتگي و سبك‌عقلي بوده به طايفه‌ي گربه‌ها داده و موش‌ها را زيرك و عاقل شمايل كرده و آبرو برايمان نگذاشته‌اند.
به «خرناس‌الدوله» وزير خارجه‌مان مي‌فرماييم به تلافي اين فعل، كلهم وزيرمختاران گربه‌هاي ممالك فرنگ را احضار كنند هر روز جبراً و قهراً برايشان موش و گربه عبيد زاكاني بخوانند.

■ سه شنبه چهارم ايلول
ما يك غلطي كرديم در يكي از سفرهاي عتبات كه به اتفاق شاه رفته بوديم با گربه‌اي آنجا آشنائيت يافتيم كه شيرين‌كاري خوب مي‌كرد. از هر طرف كه مي‌انداختنش پايين، چهار دست و پا بر خاك فرود مي‌آمد قرمساق. اسمش «گربه‌ي مرتضي علي» بود. حالا از عتبات راهي شده آمده طهران، كانهوا سريش به ما چسبيده و هر روز با طايفه و فرقه‌اي سرگردان است. يك روز با گربه‌هاي سفارت روس يك روز با گربه‌هاي سفارت انگليس يك روز با گربه‌هاي اندروني و هر روز به رنگي در مي‌آيد. از هرات تا پطرزبورغ به شكلي در مي‌آيد و ابن‌الوقتي است كه دومي ندارد. انتظار دارد بلديه‌ي گربه‌هاي طهران را به او بدهيم.

■ چهارشنبه پنجم ايلول
«مخمل‌الشعرا» دولا دولا به پابوس آمد شعري به حضورمان پيشكش كند: حضور اعليضرت هماميوني، السطان بن سلطان بن سلطان و الپلنگ بن پلنگ بن پلنگ، اعليحضرت ببري‌خان ببر نشان و موش شكار كه از صلابت پنجول پر كرّ و فرّش نصرت و ظفر ريخته و به خرناس رعدآسايش سگان ملعون گريخته، معروض مي‌دارد كه اين حقير كشف‌الابياتي كرده‌ام در شعرهاي حافظ كه جسارتاً پيشکش آستان ميوکانه مي‌گردد.
بعد مي‌گويد حافظ شعري در وصف ما گربه‌ها دارد بدين مضمون:
«گربه هر موي، سري بر تن حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم»
و مي‌گويد حافظ آنجا منظورش گُربه بوده و پس از اظهار چاكري فراوان عرض مي‌كند كه بابت اين كشف صله‌اي مرحمت فرمائيم. داديم پدرگربه‌سوخته‌ي فلان فلانش را بابت اين كشف احمقانه فلك كردند و سبيلش را به مقراض بريدند كه ديگر روي ديوار نتواند تعادلش را حفظ نمايد چه رسد به شعر گفتن. مردك قلتبان برايمان كشف‌الابيات كرده است.

■ پنج‌شنبه ششم ايلول
اين «پيشيك افندي» شارژدافر گربه‌هاي عثماني كه از اوان قطع ارتباط ما با سگ‌هاي دارالخلافه، رابط مخصوص ممالك ما با آنها شده آمده عرض مي‌كند اين سگ‌هاي كوپك اوغلي، پيك فرستاده و تهديد و خط و نشان به ما كه هيچ گربه‌اي حق نداشته منبعد از پشت ديوار كاخ جلوتر رفته و گرنه به قواي قهريه جواب خواهيم داد. «خپل التجار» عرض مي‌كند: ما را تحريم كرده‌ا‌ند و ما نيز بايد منبعد گوشت ماهي و ديگر اقلام را براي گربه‌هاي اندروني گران‌تر كنيم.
اين گربه‌هاي تاجر ما هم به حقيقت قرمساق هستند و در خبث طينت و پدرسوختگي مانند ندارند. هر وقت سگ‌ها تحريم‌مان مي‌كنند و صعوبتي به عوام گربه‌ها مي‌آيد همه چيز را به جاي ارزان‌تر شدن و مساعدت به ضعفاي مملكت، گران‌تر مي‌كنند و بيش از سگان ملعون به حال عوام گربه‌ها صدمه مي‌رسانند. ما كه سلطان گربه‌هاي عالم باشيم از اين فعل آنان شرم داريم اما چه كنيم كه اختيار خزانه با آنهاست.

■ جمعه هفتم ايلول
امروز پنجول تيز كرده به اتفاق پيشولي بانو و ميوميوبانو و ساير گربه‌‌بانوهاي اندروني و خدم و حشم راهي شديم شكار موش. نفوس موش‌هاي اندروني و مطبخ و انبار به دليل كثرت نفوس گربه‌ها قلت يافته و لاجرم اراده فرموديم برويم در معابر دارالخلافه طهران اين موش‌هاي بدذات را با پنجول هماميوني‌مان شكار كنيم.
دفعتاً از يكي از مجاري، موش گردن كلفت قلچماقي به قاعده‌ي يك بزغاله از آبريزگاه‌ بيرون آمده سر معبري ايستاده به سرانگشت مشغول چرخاندن تسبيح بود و هيبتش زهره‌ي پلنگ مي‌برد. به احتياط و به اتفاق سايرين جلو رفته و با شوكت شاهانه مو سيخ كرده و غرش ببرآساي ميوكانه‌مان را سرش كشيديم. موش پدرسوخته همان‌جور ايستاده تكان نخورده چشم ريز كرده گفت:
- پيشته بينيم بابا!
ما نيز به خاطر هيبتش دل‌مان به رحم آمده او را مورد عفو قرار داده با دمي آويزان ميان پاي‌مان به اندروني بازگشتيم. والله كه هيچ لفظي همچون دشنام «پيشته» نزد ما گربه‌ها قبيح نباشد.

○ توضيح تاريخي – زيست‌شناختي!
توضيح اين كه «ببري خان» گربه‌ي مشهور ناصرالدين شاه به غلط «خان» شده و ظاهراً گربه‌اي ماده بوده است! اين مطلب هم در مورد ببري‌خان به عنوان گربه‌اي نر، فقط فانتزي است./ تمة


 

نوشته شده توسط مهشید در پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت


یه موضوع بی ربط ولی مربوط!!!

 

                    

نمی دونم چند نفر از خوانندگان این وبلاگ تن تن رو می شناسن؟! تن تن و سگ باوفاش میلو. ولی می دونم که افراد زیادی با داستانهای تن تن زندگی کردن. با تن تن ماجراجو شدن. زخمی شدن. روی ماه قدم گذاشتن. عصای پادشاه رو از دست شورشیا نجات دادن و کل دنیا رو گشتن! من خودم یکی از اونها هستم!

حالا می دونم که همه شکل علامت سوال شدن که چرا مهشید داره این چیزارو توی وبلاگ گربه ها و حمایت از حیوانات می گه. این عکس رو می ذارم که دلیلش رو متوجه بشین.

                            

این یه زنگ تفریح بود. دوستانی که هنوز متوجه نشدن تو نظرات بنویسن تا جریان رو براشون ایمیل کنم

 ........................................................................................................................................

پاورقی!!!:

واسه اون دوستهایی که یا تن تن رو نمی شناختن یا جریان این عکس رو متوجه نشدن:

تن تن یه پسر خبرنگار ماجراجو هستش که دور دنیا سفر می کنه و تو همه کشورها با قاچاقچیا و شورشیا مبارزه می کنه. نویسنده و تصویر گر این کتابهای مصور شخصی هستش به نام هرژه. حالا این آقای زرتشت که این نقاشی رو کشیده یه شوخی کرده با تن تن که اگه بیاد ایران و توی یه شهری مثل تهران چه اتفاقی براش می افته! همونطور که می بینین تو این تصویر تن تن ته ریش گذاشته و شلوار گشاد پوشیده و کراواتش رو هم نزده!!! کاپیتان هادوک هم که یه دائم الخمر الکلیه داره تسبیح می گردونه. کاستافیوره هم که یه خواننده و رقاص کاباره هستش چادری شده و هنوز پا تو ایران نذاشته از دوستش یعنی کاپیتان هادوک بچه دار شده اطراف رو هم که مگس برداشته. رانندگی ها هم که معلومه و اون آخر تصادف شده و مهمترین قسمت که سوژه مورد نظر من و کل هدفم از گذاشتن این تصویر در اینجا بوده، میلو سگ باوفای تن تن هستش که ماشین لهش کرده و در واقع بی اهمیت بودن به حیوانات رو نشون می ده حالا باز اگه کسی متوجه نشد اصلاناراحت نباشه. من حوصلم زیاده و صبرم هم صبر ایوبه. زحمت بکشه بره از اونهایی که فهمیدن بپرسه

 


 

نوشته شده توسط مهشید در چهارشنبه 20 تیر1386 ساعت 17:15 موضوع | لینک ثابت


اعلام برنده نظرخواهی بدون شرح! ( پست سه شنبه 5 تیر1386 )

 اعلام برنده نظرخواهی بدون شرح! ( پست سه شنبه 5 تیر1386 )

اول می خواستم از همه دوستان تشکر کنم. برای من افتخاره که با چنین انسانهای با احساسی آشنا شدم. همه نوشته ها در جای خودش زیبا بود. حتی اون عده ای هم که پیام طنز دادن به نوبه خودشون برام جالب بود و خواندنی. دوستانی هم شعر نوشته بودند که بعضا مرتبط با تصویر بود مثل شعر زیبای دختران تنها که خیلی خیلی قشنگ و زیبا بود ولی متاسفانه چون شروط ما زیباترین و کوتاهترین جمله بود انتخاب یکمی مشکل می شد.

من به شخصه از متن زیبا و کوتاه آقای جلال نعمت الهی با اسم مستعار هم نوا خیلی لذت بردم. ایشون از استان فارس، شهرستان بهمن هستن. وبلاگشون هم در رابطه با شهرشون هست. آدرس وبلاگ آقا جلال اینه:  http://www.brfars.blogfa.com/

و اما متنی که هم نوا داده اینه:

ای ادمها که نشسته بر ساحل شاد وخندانید
یک نفر دارد می سپارد جان
بهترین جمله ای که در این سالها می شود گفت

..........................................................................

من هدیه ایشون رو براشون پست کردم. دوستانی که می خوان بدونن هدیه چی بوده زحمت بکشین برین یه سر وبلاگ آقا جلال و ازشون بپرسین.

 



 

نوشته شده توسط مهشید در دوشنبه 18 تیر1386 ساعت 18:26 موضوع | لینک ثابت